ابو طالب حسينى تربتى
318
تزوكات تيمورى ( فارسى )
چنانچه منكلي بوغا و حيدر اندوخودي و امير ابو سعيد با شش هزار سوار بر كنار آب بلخ به من روبرو شده جنك كردند بعد از آن از تغلقتيمور خان نااميد كشته به من پناه آوردند ايشانرا عزت داده احترام كردم و ولايت حصار شادمان و اندجان و تركستان بديشان دادم و امر نمودم كه هر نوكري كه در نزد غنيم معتبر باشد و در وقت جنك و كارزار سلسله دوستي بدشمن صاحب خود بجنباند و حق نمك و صاحبي و نوكري و نعمت را فراموش كند و دشمن صاحب خود را خواهد كه بر صاحب خود غالب كرداند اين قسم شخصي را در خدمت راه ندهند روزكار سزايش را در كنارش خواهد نهاد و هر نوكري كه در وقت كار از صاحب خود جدا شده بملازمت آيد اعتماد را شايسته نباشد اما اكر بعد از خدمت بسيار وفاداري از وي ظاهر شود نكاهدارند و اكر در غير وقت كار و يورش آمده ملازمت اختيار نمايد ويرا كرامي دارند